۲۰ سانتی‌متر؟ نه؛ مسئله ۲۶۰۰ کیلومتر مربع خاک ایران است

۲۰ سانتی‌متر؟ نه؛ مسئله ۲۶۰۰ کیلومتر مربع خاک ایران است

نقدی بر تحریف تاریخی پایان جنگ ایران و عراق

نویسنده: ساموئل (پیمان) سلاحی
تحلیلگر سیاسی ـ امنیتی

اظهارنظر منتسب به علی خضریان، نماینده مجلس، که گفته است جمهوری اسلامی ایران در جنگ هشت‌ساله «۲۰ سانتی‌متر از خاک ایران را از دست نداد»، نمونه‌ای روشن از تبدیل تاریخ به ابزار تبلیغات سیاسی است. این گزاره نه با اسناد بین‌المللی سازگار است، نه با روایت‌های رسمی داخل جمهوری اسلامی، و نه حتی با زمان‌بندی واقعی پایان جنگ ایران و عراق.

در متن منتشرشده در تصویر آمده است: «جمهوری اسلامی ایران در هشت سال دفاع مقدس، ۲۰ سانتی‌متر از این سرزمین را از دست نداده است.» این جمله در ظاهر، یک ادعای غرورآمیز ملی است؛ اما در واقع، نوعی ساده‌سازی خطرناک و تحریف حافظه تاریخی است. زیرا بحث اصلی این نیست که ایران در نهایت مرزهای رسمی خود را حفظ کرد یا نه؛ بحث این است که در پایان جنگ و پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸، بخش‌هایی از خاک ایران همچنان در اشغال ارتش عراق باقی مانده بود.

قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل، طرفین جنگ را به آتش‌بس و عقب‌نشینی نیروها به مرزهای شناخته‌شده بین‌المللی فراخواند. همین بند نشان می‌دهد که مسئله اشغال سرزمین و بازگشت به مرزها، یکی از محورهای اصلی پایان جنگ بود، نه موضوعی خیالی یا تبلیغاتی. متن فارسی منتشرشده از قطعنامه نیز صراحتاً به «عقب‌نشینی نیروها به مرزهای بین‌المللی» اشاره دارد. (imam-khomeini.ir)

خاک اشغالی پس از جنگ؛ واقعیتی که با شعار پاک نمی‌شود

بر اساس گزارش مرکز اسناد انقلاب اسلامی، پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸، مسئله باقی ماندن بخش‌هایی از خاک ایران در اشغال عراق همچنان مطرح بود. در همان گزارش، پرسش مخاطب درباره «۲۵۰۰ کیلومتر مربع از خاک ایران مثل شلمچه، طلائیه و…» نقل شده و سپس توضیح داده می‌شود که چرا ایران برای بازپس‌گیری نظامی آن مناطق اقدام نکرد. این نکته مهم است، زیرا منبعی نزدیک به روایت رسمی جمهوری اسلامی نیز اصل وجود اراضی اشغالی پس از پایان جنگ را انکار نمی‌کند. (irdc.ir)

در گزارش‌های بین‌المللی نیز عددی نزدیک به همین مقدار دیده می‌شود. واشنگتن‌پست در گزارش ۱۵ اوت ۱۹۹۰ نوشت که صدام حسین پیشنهاد داده نیروهای عراقی را از حدود «۱۰۰۰ مایل مربع» از خاک اشغالی ایران خارج کند؛ این مقدار تقریباً برابر با ۲۵۹۰ کیلومتر مربع است. این عدد، همان واقعیتی است که ادعای «۲۰ سانتی‌متر» را عملاً بی‌اعتبار می‌کند. (The Washington Post)

بنابراین، مسئله «۲۰ سانتی‌متر» نبود؛ مسئله هزاران کیلومتر مربع از خاک ایران بود که شامل بخش‌هایی از مناطق مرزی جنوب و غرب کشور می‌شد؛ مناطقی مانند شلمچه، طلائیه، فکه، مهران، میمک، سومار، نفت‌شهر، خسروی و نواحی اطراف دشت ذهاب که در روایت‌های مربوط به پایان جنگ و عقب‌نشینی عراق به‌عنوان نمونه‌های مناطق باقی‌مانده در اشغال مطرح شده‌اند.

بازگشت این اراضی چگونه انجام شد؟

نکته کلیدی اینجاست: بازگشت این اراضی در نتیجه یک عملیات نظامی پیروزمندانه پس از پایان جنگ نبود. جنگ در عمل با پذیرش قطعنامه و آتش‌بس متوقف شده بود. جمهوری اسلامی «جام زهر» را نوشیده بود و نه اراده‌ای برای ادامه جنگ داشت، نه توان سیاسی و نظامی لازم برای آغاز یک فاز تازه.

آنچه در مرداد ۱۳۶۹ رخ داد، محصول تغییر شرایط ژئوپلیتیک منطقه بود. صدام حسین در آستانه بحران کویت و سپس حمله به کویت، نیاز داشت جبهه شرقی خود با ایران را آرام کند. به همین دلیل، در نامه‌نگاری با هاشمی رفسنجانی، شروطی را پذیرفت که پیش‌تر از پذیرش آنها خودداری می‌کرد. مرکز اسناد انقلاب اسلامی نیز تصریح می‌کند که صدام، چون قصد حمله به کویت داشت، در نامه ۸ مرداد ۱۳۶۹ پذیرفت از اراضی اشغالی ایران عقب‌نشینی کند و خط تالوگ را در اروندرود به‌عنوان مرز آبی بپذیرد. (irdc.ir)

دانشنامه ایرانیکا نیز همین چارچوب را تأیید می‌کند: عراق در ۱۴ اوت ۱۹۹۰ ظاهراً پذیرفت به معاهده ۱۹۷۵ الجزایر بازگردد و خط تالوگ در شط‌العرب/اروندرود را به‌عنوان مرز مشترک بپذیرد. ایرانیکا اضافه می‌کند که عراق همچنین پذیرفت نیروهای خود را از هشت منطقه اشغالی در امتداد مرز خارج کند؛ امتیازهایی که هدف آن خنثی کردن تهدید ایران در زمانی بود که عراق با ائتلاف بین‌المللی بر سر کویت روبه‌رو می‌شد. (Iranica Online)

به بیان دقیق‌تر، بازگشت این اراضی نتیجه «قدرت‌نمایی نظامی جمهوری اسلامی» نبود؛ نتیجه اضطرار راهبردی صدام در آستانه جنگ خلیج فارس بود.

خمینی بازگشت این سرزمین‌ها را ندید

یکی از نکات مهم در نقد روایت رسمی این است که روح‌الله خمینی، که پذیرش قطعنامه را به «نوشیدن جام زهر» تشبیه کرد، بازگشت این مناطق را ندید. خمینی در خرداد ۱۳۶۸ درگذشت، در حالی که عقب‌نشینی عراق از اراضی اشغالی ایران در مرداد ۱۳۶۹ و پس از بحران کویت انجام شد.

این فاصله زمانی اهمیت زیادی دارد. اگر جمهوری اسلامی در پایان جنگ واقعاً «حتی ۲۰ سانتی‌متر» از خاک ایران را از دست نداده بود، چرا بیش از یک سال پس از مرگ خمینی هنوز موضوع عقب‌نشینی عراق از خاک ایران مطرح بود؟ چرا صدام باید در سال ۱۹۹۰ پیشنهاد خروج از خاک ایران را بدهد؟ چرا رسانه‌های بین‌المللی همان زمان از خروج عراق از حدود ۱۰۰۰ مایل مربع خاک ایران گزارش دادند؟ (The Washington Post)

پاسخ روشن است: چون بخش‌هایی از خاک ایران پس از پایان جنگ همچنان در اشغال عراق بود.

ادامه جنگ پس از خرمشهر؛ از دفاع ملی تا فرسایش ایدئولوژیک

در تحلیل جنگ ایران و عراق باید میان دو مرحله تفکیک کرد. مرحله نخست، دفاع مشروع ایران در برابر تجاوز عراق بود. در شهریور ۱۳۵۹، ارتش عراق به خاک ایران حمله کرد و شهرها و مناطق مرزی ایران را اشغال کرد. در این مرحله، دفاع از خاک ایران یک ضرورت ملی بود. بریتانیکا نیز آغاز جنگ را با حمله نیروهای عراقی به غرب ایران در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ توضیح می‌دهد. (Encyclopedia Britannica)

اما مرحله دوم، یعنی پس از آزادسازی خرمشهر در سال ۱۳۶۱، ماهیت متفاوتی پیدا کرد. جنگ از دفاع سرزمینی به پروژه‌ای ایدئولوژیک و فرسایشی تبدیل شد. شعارهایی مانند «راه قدس از کربلا می‌گذرد» نشان می‌داد که هدف، دیگر صرفاً بازپس‌گیری خاک ایران نبود؛ بلکه فتح سیاسی ـ ایدئولوژیک منطقه در ذهن تصمیم‌گیران انقلابی جایگاه پیدا کرده بود.

نتیجه این تصمیم‌گیری، طولانی شدن جنگ، نابودی زیرساخت‌ها، افزایش تلفات انسانی، فرسایش اقتصاد ملی، تقویت ساختارهای امنیتی ـ نظامی و گسترش نقش سپاه در سیاست و اقتصاد ایران بود. بریتانیکا نیز تأکید می‌کند که جنگ فشار عظیمی بر منابع دو کشور وارد کرد و در ایران به تقویت نیروهای سخت‌گیر و نهادهایی مانند سپاه پاسداران انجامید. (Encyclopedia Britannica)

مقایسه تحقیرآمیز با کویت؛ خطای اخلاقی و تاریخی

بخش دیگر متن منتشرشده، مقایسه تحقیرآمیز کویت با ایران است؛ اینکه کویت در ۹۰ دقیقه کشورش را به عراق باخت. این نوع ادبیات، بیش از آنکه تحلیل تاریخی باشد، نوعی تحقیر سیاسی است. کویت در سال ۱۹۹۰ قربانی تجاوز نظامی عراق شد؛ همان رژیمی که یک دهه پیش‌تر به ایران حمله کرده بود. اما همین بحران کویت، یکی از دلایل مهمی شد که صدام برای آرام کردن جبهه ایران، به عقب‌نشینی از اراضی اشغالی و پذیرش مجدد معاهده ۱۹۷۵ تن داد. ایرانیکا توضیح می‌دهد که ایران از بحران خلیج فارس سود راهبردی برد، زیرا تهدید نظامی عراق کاهش یافت و عراق امتیازهای مهمی به ایران داد. (Iranica Online)

پس طعنه زدن به کویت، از نظر تاریخی وارونه‌سازی واقعیت است. اگر بحران کویت و فشار بین‌المللی بر صدام رخ نمی‌داد، معلوم نبود عراق با همان سرعت و در همان مقطع، اراضی اشغالی ایران را تخلیه کند. به بیان ساده، همان حادثه‌ای که امروز برخی از آن برای تحقیر کویت استفاده می‌کنند، یکی از عوامل مؤثر در بازگشت خاک اشغالی ایران بود.

«۲۰ سانتی‌متر»؛ زبان اسطوره‌سازی سیاسی

در جامعه‌شناسی سیاسی، چنین گزاره‌هایی را می‌توان ذیل مفهوم «اسطوره‌سازی حکومتی» فهم کرد. نظام‌های ایدئولوژیک معمولاً پس از بحران‌های پرهزینه، تلاش می‌کنند شکست‌ها، عقب‌نشینی‌ها و تصمیم‌های پرهزینه خود را در قالب روایت‌های پیروزمندانه بازسازی کنند. هدف این بازسازی، نه کشف حقیقت، بلکه کنترل حافظه عمومی است.

در چنین روایتی، «جام زهر» به «پیروزی مقدس» تبدیل می‌شود؛ عقب‌نشینی دشمن در نتیجه اضطرار ژئوپلیتیک، به «اقتدار نظام» نسبت داده می‌شود؛ و هزاران کیلومتر مربع خاک اشغالی، در حافظه تبلیغاتی به «۲۰ سانتی‌متر هم از دست ندادیم» تقلیل می‌یابد.

اما تاریخ با شعار تغییر نمی‌کند. تاریخ، زمان‌بندی دارد؛ سند دارد؛ نقشه دارد؛ قطعنامه دارد؛ گزارش رسانه‌ای دارد؛ و مهم‌تر از همه، هزینه انسانی دارد.

پرسش اصلی: چه کسی باید پاسخ دهد؟

پرسش اصلی این نیست که سربازان ایرانی شجاعانه جنگیدند یا نه. بی‌تردید، ارتش ایران، نیروهای مردمی، و بسیاری از جوانان میهن‌دوست، در برابر تجاوز عراق جان‌فشانی کردند. پرسش اصلی این است که چرا ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، پس از مرحله دفاعی جنگ، کشور را وارد یک فرسایش طولانی کرد؟

چرا پس از آزادسازی خرمشهر، مسیر دیپلماسی و پایان جنگ جدی گرفته نشد؟ چرا جنگ تا جایی ادامه یافت که حکومت ناچار شد قطعنامه‌ای را بپذیرد که سال‌ها پیش می‌توانست با هزینه‌ای کمتر درباره آن مذاکره کند؟ چرا پس از پذیرش قطعنامه، هنوز بخش‌هایی از خاک ایران در اشغال عراق بود؟ و چرا امروز برخی مقام‌ها به‌جای پاسخ‌گویی تاریخی، از زبان تحقیر و شعار استفاده می‌کنند؟

جمع‌بندی تحلیلی

ادعای «۲۰ سانتی‌متر از خاک ایران را از دست ندادیم» نه با قطعنامه ۵۹۸ سازگار است، نه با گزارش‌های داخلی جمهوری اسلامی، نه با گزارش‌های بین‌المللی، و نه با روند واقعی عقب‌نشینی عراق در سال ۱۹۹۰. واقعیت این است که پس از پایان جنگ، حدود ۲۵۰۰ تا ۲۶۰۰ کیلومتر مربع از خاک ایران همچنان در اشغال عراق باقی مانده بود و بازگشت آن نیز بیش از آنکه نتیجه پیروزی نظامی جمهوری اسلامی باشد، پیامد بحران کویت و نیاز صدام به آرام‌سازی جبهه شرقی بود.

تاریخ را نمی‌توان با شعار «۲۰ سانتی‌متر» کوچک کرد. حافظه ملی ایران، به حقیقت نیاز دارد، نه به حماسه‌سازی حکومتی.

منابع و ارجاعات

۱. متن و گزارش‌های مربوط به قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت و الزام طرفین به آتش‌بس و عقب‌نشینی به مرزهای بین‌المللی. (imam-khomeini.ir)
۲. گزارش مرکز اسناد انقلاب اسلامی درباره باقی ماندن اراضی اشغالی ایران پس از قطعنامه ۵۹۸ و عقب‌نشینی عراق در سال ۱۳۶۹. (irdc.ir)
۳. گزارش واشنگتن‌پست، ۱۵ اوت ۱۹۹۰، درباره پیشنهاد صدام برای خروج نیروهای عراقی از حدود ۱۰۰۰ مایل مربع خاک اشغالی ایران. (The Washington Post)
۴. دانشنامه ایرانیکا درباره بحران خلیج فارس، پذیرش مجدد معاهده ۱۹۷۵ الجزایر از سوی عراق و خروج از مناطق اشغالی مرزی ایران. (Iranica Online)
۵. بریتانیکا درباره آغاز جنگ ایران و عراق، آتش‌بس ۱۹۸۸، تلفات و پیامدهای سیاسی ـ نظامی جنگ. (Encyclopedia Britannica)

۱۰ پرسش و پاسخ درباره متن

۱. ادعای اصلی مطرح‌شده در تصویر چیست؟
ادعا این است که جمهوری اسلامی در جنگ هشت‌ساله حتی «۲۰ سانتی‌متر» از خاک ایران را از دست نداد.

۲. چرا این ادعا نادرست یا دست‌کم گمراه‌کننده است؟
زیرا پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و پایان جنگ، بخش‌هایی از خاک ایران همچنان در اشغال عراق باقی مانده بود.

۳. چه مقدار از خاک ایران پس از جنگ در اشغال عراق باقی مانده بود؟
در منابع مختلف، عددی حدود ۲۵۰۰ تا ۲۶۰۰ کیلومتر مربع مطرح شده است. واشنگتن‌پست نیز از حدود ۱۰۰۰ مایل مربع، یعنی نزدیک به ۲۵۹۰ کیلومتر مربع، سخن گفته است.

۴. این مناطق شامل کجاها می‌شد؟
در روایت‌های تاریخی و رسانه‌ای از مناطقی مانند شلمچه، طلائیه، فکه، مهران، میمک، سومار، نفت‌شهر، خسروی و نواحی مرزی غرب کشور نام برده شده است.

۵. آیا این مناطق با عملیات نظامی جمهوری اسلامی آزاد شدند؟
خیر. بازگشت این مناطق عمدتاً پس از تغییر محاسبات صدام در آستانه حمله به کویت و پذیرش مجدد معاهده ۱۹۷۵ الجزایر انجام شد.

۶. نقش بحران کویت در بازگشت اراضی ایران چه بود؟
صدام برای جلوگیری از درگیری هم‌زمان در دو جبهه، یعنی ایران در شرق و ائتلاف بین‌المللی در جنوب و غرب، ناچار شد جبهه ایران را آرام کند و از اراضی اشغالی عقب‌نشینی کند.

۷. خمینی آیا بازگشت این اراضی را دید؟
خیر. خمینی در خرداد ۱۳۶۸ درگذشت، در حالی که عقب‌نشینی عراق از اراضی اشغالی ایران در مرداد ۱۳۶۹ انجام شد.

۸. قطعنامه ۵۹۸ چه می‌گفت؟
این قطعنامه خواستار آتش‌بس، توقف عملیات نظامی و عقب‌نشینی نیروها به مرزهای شناخته‌شده بین‌المللی بود.

۹. چرا مقایسه تحقیرآمیز با کویت از نظر تاریخی نادرست است؟
زیرا بحران کویت خود یکی از عواملی بود که صدام را وادار کرد از اراضی اشغالی ایران عقب‌نشینی کند. بنابراین تحقیر کویت، نادیده گرفتن یکی از عوامل مؤثر در بازگشت خاک ایران است.

۱۰. نتیجه اصلی این تحلیل چیست؟
نتیجه این است که روایت «۲۰ سانتی‌متر» یک شعار تبلیغاتی است، نه یک گزاره تاریخی. واقعیت تاریخی نشان می‌دهد که پس از پایان جنگ، بخشی از خاک ایران هنوز در اشغال بود و بازگشت آن محصول شرایط ژئوپلیتیک سال ۱۹۹۰ بود.

کانال تلگرامی هرگز نخواهیم بخشید

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5,00 out of 5)
Loading...
پیمایش به بالا

بیشتر از سیاسی تحلیلی واجتماعی کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب