وقتی سپاه از ارتش می‌ترسد صدای ترک در استخوان‌بندی جمهوری اسلامی

وقتی سپاه از ارتش می‌ترسد؛ صدای ترک در استخوانبندی جمهوری اسلامی

نویسنده: شهرام سبزواری

جمهوری اسلامی سال‌ها با تبلیغات سنگین تلاش کرد این تصویر را بسازد که چگونه نظامی و امنیتی را یکپارچه، آهنین و نفوذناپذیر است. سیستمی که در آن ارتش، سپاه، بسیج و دستگاه های اطلاعاتی همگی زیر یک فرمان حرکت می کنند و کوچکترین شکافی در میان آنها وجود ندارد. اما حالا نشانه‌هایی است که از درون ساختار نظامی بیرون می‌زند، تصویر دیگری را نشان می‌دهد؛ تصویری از بی‌اعتمادی، سوء‌ظن، تصفیه و ترسی که آرام‌آرام از اتاق‌های امنیتی در پادگان‌ها خزیده است.

مواردی که در طی روزهای گذشته گزارش‌هایی درباره چندین ارتش مهم، امنیتی، محدود شدن دسترسی افسران و تنش‌های فزاینده میان بدنه ارتش و سپاه منتشر می‌شود، بیش از آن که یک خبر روز باشند، یک بحران قدیمی را نشان می‌دهند. بحرانی که جمهوری اسلامی از اولین روز قبلش با خود حمل می‌کرد.

مسلم این است که جمهوری اسلامی هیچ‌وقت به ارتش اعتماد نکرد.

خمینی سپاه را فقط برای جنگ نساخت؛ سپاه از ابتدا ابزاری برای ارتش بود. حکومت از همان سال ۷ فهمید که ارتش، حتی پس از اعدام‌ها، پاکسازی‌ها و ۵ تصفیه‌های خونین، هنوز یک نهاد ملی است و به‌طور کامل در قالب ایدئولوژی جمهوری اسلامی حل نشده است. برای همین، سپاه را به ستون اصلی قدرت کرد؛ ستونی که هم مأمور سرکوب جامعه بود و هم مسئول کنترل ارتش.

در تمام این سالها، هرچه پول، قدرت، رسانه، امپراتوری اقتصادی و نفوذ سیاسی بود، به سمت سپاه سرازیر شد. از پروژه‌های نفتی و بنادر گرفته تا سیاست خارجی، صنایع موشکی، اقتصاد زیرزمینی و شبکه‌های منطقه‌ای. در مقابل، ارتش را عمداً در موقعیت فرسایش نگاه؛ با بودجه محدود، نظارت امنیتی دائمی و بیاعتمادی مزمن.

اما این سرکوب ساختاری، نفرت انباشته تولید می‌کند.

سپاه‌به‌خوبی می‌داند که بخش مهمی از بدنه ارتش، نیروهای ارتش عقیدتی، هنوز نگاه ملی دارد، نه ایدئولوژیک. بسیاری از افسران ارتش، خود را سرباز ایران می‌دانند، نه سرباز یک پروژه فرقه‌ای مذهبی. همین سیاست برای امنیت جمهوری اسلامی یک تهدید دائمی است.

به همین دلیل است که با هر بحران سیاسی یا امنیتی، به سمت ارتش آغاز می‌شود. بازجویی، پرونده سازی، تحلیل و بررسی. چون حکومت از یک کابوس قدیمی می‌ترسد؛ روزی که بخشی از ساختار نظامی کشور دیگر حاضر نباشد بقای جمهوری اسلامی را مساوی بقای ایران بداند.

این دقیقاً همان نقطه خطرناک است.

وقتی حکومت به ارتش خودش مشکوک می‌شود، یعنی بحرانی از عبور خیابان و وارد ستون فقرات امنیتی نظام شده است. این دیگر صرفاً تفاوت سازمانی نیست؛ این نشانه فرسایش اعتماد در قلب قدرت است.

حکومت‌هایی که به این مرحله می‌رسند، معمولاً از آنچه دیده می‌شوند بیرون می‌آیند. چون هرچه ترس درونی بیشتر می شود، نمایش بیرونی هم پررنگ تر می شود. برای همین است که با افزایش این شکاف‌ها، خیابان‌ها از نمایش‌های حکومتی، تجمعات شبانه، نورپردازی، موتورسواری‌های نمایشی و تبلیغات عصبی می‌شود. جمهوری اسلامی می‌خواهد تصویر اقتدار بسازد، چون در درون خود، صدای ترک را می‌شنود.

اما حقیقت را نمی‌شود برای همیشه پشت رژه و شعار پنهان کرد.

حکومتی که از ارتش خودش بترسد، در واقع مرحله‌ای است که حتی به پایه‌های امنیتی بقای خود هم مطمئن نیست. این لحظه‌ای است که بحران، از سطح سیاسی عبور می‌کند و به عمق قدرت نفوذ می‌کند. جایی که معمولاً پیش از سقوط، بسیار وحشتناک را تجربه می‌کنند.

۱. پرسش: عنوان اصلی متن به چه بحرانی اشاره دارد؟
پاسخ: به شکاف، بی‌اعتمادی و ترس درون ساختار نظامی جمهوری اسلامی، به‌ویژه میان سپاه و ارتش.

۲. پرسش: جمهوری اسلامی طی سال‌ها چه تصویری از ساختار نظامی خود ارائه می‌داد؟
پاسخ: تصویری از یک ساختار آهنین، یکپارچه، نفوذناپذیر و هماهنگ میان ارتش، سپاه، بسیج و دستگاه‌های اطلاعاتی.

۳. پرسش: متن چه نشانه‌هایی را علامت بحران درونی می‌داند؟
پاسخ: بازداشت نیروهای ارتش، اتهام‌های امنیتی، محدود شدن دسترسی افسران، سوءظن، تصفیه و افزایش تنش میان ارتش و سپاه.

۴. پرسش: چرا نویسنده معتقد است جمهوری اسلامی هرگز به ارتش اعتماد نکرده است؟
پاسخ: چون ارتش را نهادی ملی می‌دانست که به‌طور کامل در ایدئولوژی جمهوری اسلامی حل نشده و می‌توانست در آینده به تهدیدی برای بقای نظام تبدیل شود.

۵. پرسش: طبق متن، سپاه از ابتدا چه کارکردی داشت؟
پاسخ: سپاه فقط برای جنگ ساخته نشد؛ بلکه ابزاری برای مهار ارتش، سرکوب جامعه و حفاظت از ساختار ایدئولوژیک قدرت بود.

۶. پرسش: چرا ارتش در جمهوری اسلامی عمداً در موقعیت فرسایش قرار گرفت؟
پاسخ: چون حکومت با بودجه محدود، نظارت امنیتی دائمی و بی‌اعتمادی مزمن تلاش کرد ارتش را ضعیف و کنترل‌شده نگه دارد.

۷. پرسش: تفاوت اصلی بدنه ارتش و سپاه از نگاه متن چیست؟
پاسخ: بدنه مهمی از ارتش نگاه ملی دارد و خود را سرباز ایران می‌داند، در حالی‌که سپاه بیشتر بر پایه وفاداری ایدئولوژیک و عقیدتی شکل گرفته است.

۸. پرسش: کابوس قدیمی جمهوری اسلامی درباره ارتش چیست؟
پاسخ: اینکه روزی بخشی از ساختار مسلح کشور دیگر حاضر نباشد بقای جمهوری اسلامی را مساوی با بقای ایران بداند.

۹. پرسش: چرا نمایش‌های خیابانی و تبلیغات حکومتی در متن نشانه ضعف دانسته شده‌اند؟
پاسخ: چون هرچه ترس و شکاف درونی بیشتر می‌شود، حکومت برای پنهان کردن آن نیاز بیشتری به نمایش اقتدار بیرونی پیدا می‌کند.

۱۰. پرسش: نتیجه‌گیری نهایی متن درباره ترس حکومت از ارتش چیست؟
پاسخ: حکومتی که از ارتش خودش بترسد، وارد مرحله‌ای از بحران ساختاری شده که دیگر به پایه‌های امنیتی بقای خود هم اطمینان ندارد.

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5,00 out of 5)
Loading...
وقتی سپاه از ارتش می‌ترسد؛ صدای ترک در استخوان‌بندی جمهوری اسلامی
پیمایش به بالا

بیشتر از سیاسی تحلیلی واجتماعی کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب