تاریخ انسان و مذاهب؛ از توتم و تابو تا ادیان طبیعی و شمنیسم

تاریخ انسان و مذاهب؛ از توتم و تابو تا ادیان طبیعی و شمنیسم

پارهٔ پنجم: از جادوگر قبیله تا عرفان نخستین

نویسنده: ساموئل (پیمان) سلاحی
بر پایهٔ گفتار برنامهٔ «تاریخ انسان و مذاهب» با کارشناسی فرشید آریان


مقدمه: دین را باید فهمید، نه فقط نفی کرد

در پارهٔ پنجم از مجموعهٔ «تاریخ انسان و مذاهب»، بحث ما از نقطه‌ای آغاز می‌شود که هنوز خبری از ادیان سازمان‌یافته، کتاب‌های مقدس، پیامبران، روحانیت رسمی و شریعت‌های پیچیده نیست. در این مرحله، انسان با طبیعت، مرگ، تاریکی، بیماری، حیوانات درنده، نیروهای ناشناخته و اضطراب‌های بنیادین خود روبه‌روست.

برای شنیدن نسخهٔ کامل این گفت‌وگو با کارشناسی فرشید آریان، می‌توانید پادکست پارهٔ پنجم را از اینجا ببینید و بشنوید:
پادکست تاریخ انسان و مذاهب ـ پاره پنجم: ادیان طبیعی و شمنیسم

این برنامه تلاشی است برای فهم دین، نه از مسیر دین‌ستیزی، بلکه از راه تاریخ، مردم‌شناسی، روان‌شناسی دین و نقد خردگرایانه. دین، پیش از آنکه به دستگاه قدرت تبدیل شود، یکی از نخستین کوشش‌های انسان برای معنا دادن به جهان بود. انسان نخستین جهان را نمی‌فهمید، اما از آن می‌ترسید؛ و همین ترس، یکی از سرچشمه‌های اصلی تولید نماد، آیین، تابو، توتم و در نهایت دین شد.


۱. توتم و تابو؛ قانون پیش از قانون

پیش از آنکه دولت، دادگاه، قانون مکتوب و نهاد رسمی دین پدید آید، جوامع انسانی با مجموعه‌ای از ممنوعیت‌ها، نشانه‌ها و آیین‌ها اداره می‌شدند. این همان حوزه‌ای است که در مردم‌شناسی دین با مفاهیمی چون «توتم» و «تابو» شناخته می‌شود.

توتم معمولاً حیوان، گیاه، شیء، مکان یا نیروی طبیعی مقدسی است که قبیله خود را با آن تعریف می‌کند. یک قبیله ممکن است خود را فرزند گرگ، عقاب، مار، گاو، خرس، کوه یا درخت بداند. در اینجا توتم فقط یک نماد نیست؛ هویت مقدس قبیله است.

تابو نیز ممنوعیت مقدس است. تابو تعیین می‌کند چه چیزی نباید خورده شود، چه کسی نباید لمس شود، کدام رابطه ممنوع است، کدام مکان خطرناک است و شکستن چه مرزی، نظم جمعی را به خطر می‌اندازد. به همین دلیل، تابو را می‌توان «قانون پیش از قانون» دانست.

امیل دورکهایم در کتاب کلاسیک خود، صور بنیانی حیات دینی، توتم را فقط یک نشانهٔ مذهبی نمی‌داند؛ بلکه آن را نماد جامعه و قدرت جمعی می‌فهمد. از نگاه او، جامعه در قالب توتم، خود را مقدس می‌کند. برای مطالعهٔ بیشتر دربارهٔ این بحث، نگاه کنید به معرفی کتاب دورکهایم در دانشگاه شیکاگو: The Elementary Forms of Religious Life.


۲. فروید؛ پدر، گناه و پیدایش ممنوعیت

زیگموند فروید در کتاب توتم و تابو کوشید ریشه‌های روانی دین را در پیوند با پدر، اقتدار، گناه، میل سرکوب‌شده و ممنوعیت توضیح دهد. در روایت فرویدی، انسان نخستین با پدر مقتدر، ترس، عصیان و احساس گناه روبه‌روست. پس از شکستن یک تابوی بنیادین، تابوی تازه‌ای ساخته می‌شود و اقتدار از بدن پدر به نماد، قانون و توتم منتقل می‌گردد.

البته نظریهٔ فروید امروز از دید انسان‌شناسی و تاریخ ادیان نقدهای جدی دارد، اما اهمیت آن در این است که دین را از آسمان به روان انسان بازمی‌گرداند. فروید نشان می‌دهد که دین فقط مجموعه‌ای از عقاید نیست؛ بلکه با اضطراب، گناه، سرکوب، اقتدار و نیاز انسان به پناهگاه روانی پیوند دارد.

برای مرور متن و تحلیل کلاسیک فروید دربارهٔ «توتم و تابو» می‌توان به این منبع آموزشی مراجعه کرد: Freud: Totem and Taboo.


۳. یونگ؛ کهن‌الگوها و ناخودآگاه جمعی

کارل گوستاو یونگ، مسیر دیگری برای فهم دین و اسطوره باز کرد. او بر مفهوم «ناخودآگاه جمعی» و «کهن‌الگوها» تأکید داشت. از نگاه یونگ، ذهن انسان فقط محصول تجربهٔ فردی نیست؛ در عمق روان او، تصویرهای کهنی حضور دارند که در طول تاریخ بشر تکرار شده‌اند: مادر، پدر، سایه، قهرمان، پیر دانا، آب، آتش، درخت، حیوان مقدس، مرگ و تولد دوباره.

ادیان، اسطوره‌ها و آیین‌ها، میدان ظهور همین کهن‌الگوها هستند. وقتی انسان آتش را مقدس می‌کند، کوه را جایگاه نیروهای برتر می‌داند، حیوانی را توتم می‌کند یا برای مرگ آیین می‌سازد، فقط یک رفتار خرافی انجام نمی‌دهد؛ او به ترس‌ها، امیدها و تصویرهای عمیق روان جمعی خود شکل بیرونی می‌دهد.

در این معنا، تاریخ ادیان فقط تاریخ عقاید نیست؛ تاریخ روان انسان است.


۴. ادیان طبیعی؛ وقتی طبیعت معبد نخستین انسان بود

ادیان طبیعی از نخستین صورت‌های دین‌ورزی بشر هستند. در این مرحله، هنوز خبری از الهیات پیچیده یا شریعت رسمی نیست. انسان با طبیعت روبه‌روست و طبیعت را زنده، روح‌مند، خطرناک و مقدس می‌بیند.

کوه، غار، رود، آتش، خورشید، ماه، زمین، باد، باران، حیوانات و درختان، همگی می‌توانند حامل معنا و قداست شوند. انسان نخستین، طبیعت را فقط مادهٔ بی‌جان نمی‌دید؛ او در طبیعت حضور نیروهای ناپیدا را احساس می‌کرد.

در سنت‌های مردم‌شناسی، این نگاه با مفاهیمی مانند «روح‌پرستی» یا Animism توضیح داده شده است؛ یعنی باوری که بر اساس آن، پدیده‌های طبیعی، اشیا، حیوانات، گیاهان و مکان‌ها می‌توانند روح، جان یا نیرویی پنهان داشته باشند. برای آشنایی عمومی با مفهوم روح‌پرستی، می‌توان به مدخل Animism مراجعه کرد، هرچند برای کار پژوهشی، منابع دانشگاهی تخصصی‌تر نیز لازم است.

در ادیان طبیعی، طبیعت نخستین معبد انسان است؛ آتش نخستین محراب، غار نخستین پناهگاه آیینی، و آسمان نخستین کتاب نانوشته‌ای است که انسان می‌کوشد آن را بخواند.


۵. شمنیسم؛ از جادوگر قبیله تا درمانگر آیینی

شمنیسم یکی از کهن‌ترین صورت‌های دین‌ورزی و تجربهٔ آیینی بشر است. شمن، در بسیاری از جوامع ابتدایی، فردی است که گمان می‌رود توان ارتباط با ارواح، نیاکان، نیروهای طبیعت یا جهان ناپیدا را دارد. او می‌تواند درمانگر، پیشگو، آیین‌گزار، قصه‌گو، موسیقیدان آیینی و واسطهٔ میان انسان و جهان پنهان باشد.

شمن فقط «جادوگر قبیله» نیست. او گاهی نخستین درمانگر روان، نخستین متخصص آیین، نخستین حافظ حافظهٔ جمعی و نخستین راهنمای معنوی جامعه است. اما همین جایگاه دوگانه است: از یک سو می‌تواند به درمان، آرامش و انسجام اجتماعی کمک کند؛ از سوی دیگر می‌تواند به ابزار فریب، اقتدار و کنترل قبیله تبدیل شود.

در منابع کلاسیک، شمنیسم معمولاً با خلسه، سفر روح، ارتباط با ارواح، درمان و آیین‌های گذار شناخته می‌شود. برای آشنایی مقدماتی با این مفهوم، نگاه کنید به مدخل Shamanism در نسخهٔ قدیمی بریتانیکا. همچنین آثار میرچا الیاده، به‌ویژه Shamanism: Archaic Techniques of Ecstasy، از منابع کلاسیک در این حوزه است.


۶. خلسه، رقص، آتش و بدن آیینی

شمنیسم فقط یک باور ذهنی نیست؛ تجربه‌ای بدنی و آیینی است. شمن از صدا، ضرباهنگ، رقص، آواز، آتش، نقاب، پوست حیوانات، گیاهان دارویی، مواد روان‌گردان، تنفس و حرکات تکراری برای ورود به حالت‌های متفاوت آگاهی استفاده می‌کند.

در اینجا بدن، ابزار شناخت می‌شود. انسان از راه بدن، ریتم، حرکت و خلسه، می‌کوشد به جهان ناپیدا نزدیک شود. بعدها بسیاری از این عناصر را در سنت‌های عرفانی، سماع، ذکر، مراقبه، آیین‌های درمانی و مناسک مذهبی می‌بینیم.

بنابراین شمنیسم را نباید فقط به خرافه تقلیل داد. شمنیسم یکی از نخستین تلاش‌های انسان برای فهم رابطهٔ بدن، روان، طبیعت، مرگ، بیماری و معناست.


۷. انقلاب کشاورزی؛ زن، زمین و مادر ـ نمادها

با گذار انسان از شکار و گردآوری به کشاورزی، جهان دینی او نیز تغییر کرد. انسان دیگر فقط در حال فرار از طبیعت نبود؛ او شروع کرد به کاشتن، برداشت کردن، ذخیره کردن و سکونت یافتن. زمین به منبع حیات تبدیل شد و چرخهٔ کاشت، مرگ دانه، رویش دوباره و برداشت محصول، معنای آیینی پیدا کرد.

در این مرحله، نمادهای زنانه و مادر ـ نمادها اهمیت بیشتری یافتند. زن، زمین، باروری، گیاه، دانه، شیر، خون، زایش و مرگ، در یک شبکهٔ نمادین قرار گرفتند. بسیاری از آیین‌های باروری و الهه ـ مادرها را می‌توان در پیوند با همین مرحله فهمید.

در فلات ایران، به‌ویژه در زاگرس، شواهد مهمی از گذار نوسنگی و کشاورزی اولیه وجود دارد. ایرانیکا در مدخل Neolithic Age in Iran توضیح می‌دهد که بسیاری از سکونتگاه‌های نوسنگی ایران در مناطقی قرار داشتند که کشاورزی دیم در آن‌ها امکان‌پذیر بود. همچنین پژوهش منتشرشده دربارهٔ چغاگلان در زاگرس نشان می‌دهد که در این منطقه، کشت گونه‌های وحشی و سپس ظهور نشانه‌هایی از اهلی‌سازی گیاهان، بخشی از روند شکل‌گیری کشاورزی اولیه بوده است: Emergence of agriculture in the foothills of the Zagros.


۸. فلات ایران؛ میدان دین‌سازی، آیین و اسطوره

فلات ایران، یکی از مهم‌ترین میدان‌های شکل‌گیری و بازسازی باورهای دینی، آیینی و اسطوره‌ای است. این جغرافیا با کوهستان، آتش، نور، دشت، رود، کوچ، کشاورزی، جنگاوری و نظام‌های پیچیدهٔ فرهنگی، بستر مهمی برای تولید معنا بوده است.

در سنت‌های ایرانی، آتش، نور، پیمان، راستی، زمان، نبرد خیر و شر، فره‌وشی، سیمرغ، مهر و خرد جایگاه مهمی دارند. مهری‌گری، مزدیسنا، زروانی‌گری و مانویت هر یک بخشی از این تاریخ پیچیده‌اند.

دربارهٔ زروانی‌گری، ایرانیکا آن را جریانی بحث‌برانگیز در تاریخ زرتشتی‌گری معرفی می‌کند که مسئلهٔ زمان و اصل نخستین را در مرکز توجه قرار می‌دهد: Zurvanism – Encyclopaedia Iranica. دربارهٔ پیوند نام میترا در سنت مانوی نیز می‌توان به مدخل ایرانیکا دربارهٔ Mithra in Manicheism مراجعه کرد.

ایران فقط محل عبور ادیان نبوده است؛ یکی از کارگاه‌های بزرگ تولید، ترکیب و بازسازی نظام‌های دینی و اسطوره‌ای بوده است.


۹. از سحر به دین، از دین به علم

در تاریخ آگاهی بشر می‌توان سه مرحلهٔ مهم را دید: سحر، دین و علم. در مرحلهٔ سحر، انسان می‌کوشد از راه افسون، جادو، آیین و رابطهٔ مستقیم با نیروهای پنهان، جهان را کنترل کند. در مرحلهٔ دین، این نیروها در نظامی منظم‌تر، اجتماعی‌تر و اخلاقی‌تر قرار می‌گیرند. در مرحلهٔ علم، انسان می‌کوشد پدیده‌ها را با مشاهده، تجربه، آزمون، قانون و نظریه توضیح دهد.

اما این گذار به معنای حذف کامل مراحل قبلی نیست. سحر در دین باقی می‌ماند؛ دین در فلسفه اثر می‌گذارد؛ فلسفه به علم راه می‌دهد؛ و علم نیز همچنان با پرسش‌های وجودی انسان روبه‌روست.

بنابراین، تاریخ انسان، تاریخ حذف ناگهانی گذشته نیست؛ تاریخ دگرگونی لایه‌های ذهن و فرهنگ است.


۱۰. دین، قدرت و تغییر پس از سلطه

دین در آغاز ممکن است زبان اعتراض، معنا، نظم یا آرامش داشته باشد، اما وقتی با قدرت سیاسی پیوند می‌خورد، ماهیت آن تغییر می‌کند. دینِ آیینی و معنوی می‌تواند به شریعت، قانون، مجازات، سانسور، کنترل بدن و کنترل اندیشه تبدیل شود.

این تغییر فقط مخصوص دین نیست. بسیاری از جنبش‌های سیاسی و انقلابی نیز تا پیش از قدرت، زبان رهایی دارند؛ اما پس از قدرت، وارد منطق کنترل، هژمونی و حفظ نظم می‌شوند.

در تاریخ ادیان نیز همین الگو را می‌بینیم. دین وقتی از تجربهٔ زیستهٔ مردم جدا و به نهاد رسمی قدرت تبدیل می‌شود، دیگر فقط پاسخ به ترس و مرگ نیست؛ به ابزار فرمانروایی تبدیل می‌شود.


۱۱. نقد دین، نه دین‌ستیزی

نقد دین با دین‌ستیزی فرق دارد. دین‌ستیزی کور، اغلب خود به رفتار مذهبی دیگری تبدیل می‌شود؛ رفتاری پر از خشم، قطعیت، تحقیر و نفی. اما نقد دین یعنی فهم ریشه‌ها، کارکردها، آسیب‌ها و دگرگونی‌های تاریخی دین.

برای جامعهٔ ایران، این شناخت حیاتی است. ما فقط با نفی احساسی دین نمی‌توانیم از سلطهٔ دین سیاسی عبور کنیم. باید بفهمیم دین چگونه ساخته شد، چگونه با روان انسان پیوند خورد، چگونه از ترس طبیعت به آیین رسید، چگونه از آیین به شریعت تبدیل شد، و چگونه شریعت به قدرت سیاسی پیوند خورد.

راه رهایی، نفرت نیست؛ دانش، نقد، سکولاریسم، آزادی اندیشه و شناخت تاریخی است.


جمع‌بندی: تاریخ ادیان، تاریخ خود انسان است

تاریخ ادیان، تاریخ خطای سادهٔ بشر نیست؛ تاریخ تلاش انسان برای فهم جهان است. انسان نخستین از طبیعت ترسید، سپس طبیعت را مقدس کرد. از مرگ وحشت داشت، پس برای آن روایت ساخت. از حیوانات می‌ترسید، پس آن‌ها را توتم کرد. از تاریکی گریخت، پس آتش را مقدس دانست. از بیماری ناتوان بود، پس به شمن پناه برد. از آشوب اجتماعی ترسید، پس تابو ساخت. از بی‌معنایی گریخت، پس دین ساخت.

اما همین دین، وقتی از نقد و آگاهی جدا شد، می‌توانست به خرافه، سلطه، سرکوب و قدرت مقدس‌شده تبدیل شود.

شناخت تاریخ ادیان یعنی شناخت خود انسان: انسانی که هنوز میان طبیعت و فرهنگ، عقل و اسطوره، آزادی و تابو، ترس و آگاهی ایستاده است.

دعوت به شنیدن پادکست

برای شنیدن گفت‌وگوی کامل این برنامه با کارشناسی فرشید آریان، می‌توانید پادکست «تاریخ انسان و مذاهب ـ پاره پنجم: ادیان طبیعی و شمنیسم» را از طریق لینک زیر در یوتیوب ببینید و بشنوید:

شنیدن پادکست پاره پنجم تاریخ انسان و مذاهب در یوتیوب

اگر این مجموعه را مفید می‌دانید، ویدئو را لایک کنید، برای دوستان علاقه‌مند به تاریخ ادیان، اسطوره‌شناسی، شمنیسم، مردم‌شناسی دین و هویت ایرانی بفرستید و برای دنبال کردن بخش‌های بعدی، کانال را سابسکرایب کنید.


۱۰ پرسش و پاسخ کلیدی

۱. چرا توتم و تابو برای فهم تاریخ ادیان مهم‌اند؟

زیرا توتم و تابو از نخستین ابزارهای انسان برای ساختن هویت، قانون، ممنوعیت، امر مقدس و نظم قبیله‌ای بودند. بسیاری از ادیان بعدی، همین سازوکارها را در شکل پیچیده‌تر ادامه دادند.

۲. ادیان طبیعی چیستند؟

ادیان طبیعی صورت‌هایی از دین‌ورزی هستند که در آن انسان طبیعت را زنده، روح‌مند و مقدس می‌بیند. در این ادیان، آب، آتش، کوه، خورشید، ماه، زمین، حیوانات و گیاهان جایگاه آیینی دارند.

۳. شمنیسم چه جایگاهی در تاریخ دین دارد؟

شمنیسم یکی از کهن‌ترین صورت‌های دین‌ورزی است. شمن‌ها واسطهٔ انسان با ارواح، نیروهای طبیعت، نیاکان و جهان ناپیدا دانسته می‌شدند و نقش درمانگر، آیین‌گزار، پیشگو و حافظ سنت را داشتند.

۴. آیا شمن فقط جادوگر قبیله بود؟

نه. شمن می‌توانست جادوگر، درمانگر، روان‌درمانگر آیینی، موسیقیدان، قصه‌گو، حافظ حافظهٔ جمعی و حتی نوعی عارف نخستین باشد. نقش او دوگانه بود: هم درمان و معنا، هم امکان فریب و سلطه.

۵. نقش فروید در فهم توتم و تابو چیست؟

فروید توتم و تابو را با پدر، اقتدار، گناه، میل سرکوب‌شده و پیدایش ممنوعیت پیوند می‌داد. هرچند نظریهٔ او امروز نقد شده، اما در فهم روان‌شناختی دین همچنان اهمیت دارد.

۶. یونگ دین را چگونه توضیح می‌داد؟

یونگ دین و اسطوره را ظهور کهن‌الگوهای ناخودآگاه جمعی می‌دانست. نمادهایی مانند مادر، پدر، آتش، آب، حیوان مقدس، مرگ و تولد دوباره در بسیاری از ادیان تکرار می‌شوند.

۷. انقلاب کشاورزی چه اثری بر دین گذاشت؟

انقلاب کشاورزی رابطهٔ انسان با طبیعت را تغییر داد. زمین، دانه، باروری، زن، آب، فصل و محصول معنای آیینی پیدا کردند و زمینهٔ پیدایش آیین‌های باروری و مادر ـ نمادها فراهم شد.

۸. چرا فلات ایران در تاریخ ادیان اهمیت دارد؟

فلات ایران یکی از میدان‌های مهم شکل‌گیری و بازسازی آیین‌ها، اسطوره‌ها و نظام‌های دینی است. مهری‌گری، مزدیسنا، زروانی‌گری و مانویت نمونه‌هایی از نقش ایران در تاریخ دین و اسطوره‌اند.

۹. تفاوت نقد دین و دین‌ستیزی چیست؟

نقد دین یعنی بررسی تاریخی، روان‌شناختی و جامعه‌شناختی دین. دین‌ستیزی کور، معمولاً احساسی و واکنشی است و گاهی خود به نوعی رفتار مذهبیِ معکوس تبدیل می‌شود.

۱۰. چرا شناخت تاریخ ادیان برای ایران امروز مهم است؟

زیرا جامعهٔ ایران هنوز با پیامدهای دین سیاسی، شریعت، تابو، اخلاق اجباری و قدرت مقدس‌شده درگیر است. شناخت تاریخ ادیان کمک می‌کند ریشه‌های این ساختارها را بفهمیم و آگاهانه‌تر از آن‌ها عبور کنیم.


منابع لینک‌دار پیشنهادی

۱. امیل دورکهایم، صور بنیانی حیات دینی:
The Elementary Forms of Religious Life – University of Chicago

۲. زیگموند فروید، توتم و تابو:
Freud: Totem and Taboo

۳. شمنیسم، مدخل دانشنامه‌ای کلاسیک:
Shamanism – Encyclopaedia Britannica 1911

۴. توتمیسم، مدخل دانشنامه‌ای کلاسیک:
Totemism – Encyclopaedia Britannica, Ninth Edition

۵. نوسنگی در ایران:
Neolithic Age in Iran – Encyclopaedia Iranica

۶. کشاورزی آغازین در زاگرس:
Emergence of agriculture in the foothills of the Zagros – PubMed

۷. زروانی‌گری در ایرانیکا:
Zurvanism – Encyclopaedia Iranica

۸. میترا در مانویت:
Mithra in Manicheism – Encyclopaedia Iranica

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5,00 out of 5)
Loading...
تاریخ انسان و مذاهب؛ از توتم و تابو تا ادیان طبیعی و شمنیسم
پیمایش به بالا

بیشتر از سیاسی تحلیلی واجتماعی کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب