تبعیض جنسیتی در نظام درمان روانی ایران: چگونه باورهای دینی وارد اتاق درمان می‌شوند؟

نویسنده: شادی صانعی مهری — کارشناس پرستاری از دانشگاه شهید بهشتی و تحلیلگر مسائل بانوان

مقدمه

درمان روان‌شناختی زمانی مؤثر است که محیط آن امن، بی‌طرف و مبتنی بر اصول علمی باشد. در ایران اما اتاق درمان، بیش از آن‌که یک فضای حرفه‌ای بر پایه روان‌درمانی مبتنی بر شواهد باشد، در بسیاری از موارد تحت تأثیر سنت‌های مذهبی، ساختارهای پدرسالارانه و فشارهای نظارتی قرار دارد.
زنان، به‌عنوان گروهی که بیش از سایر بخش‌های جامعه در معرض تبعیض جنسیتی قرار می‌گیرند، معمولاً نخستین قربانی ورود باورهای ایدئولوژیک به حوزه درمان هستند.

این مقاله نشان می‌دهد چگونه سوگیری دینی، فرهنگی و جنسیتی جای «علم درمان» را می‌گیرد و به تولید چرخه‌ای از آسیب‌های روانی می‌انجامد.

۱) روان‌درمانی در ایران؛ میدانی میان علم و ایدئولوژی

با وجود گسترش دانشگاه‌ها و افزایش فارغ‌التحصیلان روان‌شناسی، نظام درمان روانی در ایران هنوز با مشکل بنیادین «دوگانگی معرفتی» مواجه است.
یعنی در کنار رویکردهای علمی، جریان موازی‌ای وجود دارد که درمان را بر پایه اخلاق فقهی و سنت‌های مردسالارانه تعریف می‌کند.

۱ـ۱) دوگانه علم و اخلاق دینی در آموزش روان‌شناسان

در بسیاری از موسسه‌های آموزشی، روان‌درمانی با مفاهیمی مانند «حفظ عفت»، «روابط شرعی»، «تربیت زن» و «کنترل خواهش‌های نفسانی» پیوند می‌خورد.
این رویکرد تمرکز درمان را از سلامت روان به «تنظیم اخلاقی» تغییر می‌دهد؛ فرآیندی که بیشترین آسیب را به زنان وارد می‌کند.

۱ـ۲) نبود سوپرویژن تخصصی و استانداردهای اخلاق حرفه‌ای

بر خلاف کشورهای اسکاندیناوی، کانادا یا استرالیا، در ایران:

  • سیستم نظارت حرفه‌ای منسجم برای ارزیابی روان‌درمانگران وجود ندارد
  • گزارش‌های مربوط به تخلف جنسی، اخلاقی یا سوءرفتار به ندرت بررسی می‌شود
  • خطوط تماس اضطراری یا مراکز مستقل برای شکایت بیماران وجود ندارد

نتیجه آنکه زنانی که از درمانگر آسیب دیده‌اند، معمولاً سکوت را انتخاب می‌کنند.

۲) سوگیری جنسیتی در اتاق درمان؛ وقتی زن «بیمار» نیست بلکه «گناهکار» تلقی می‌شود

دفترهای مشاوره در بسیاری موارد، به‌جای محل درمان، به «کمیته اخلاقی غیررسمی» تبدیل می‌شوند.
این بدان معناست که:

  • درمانگر به جای کمک به احیای سلامت روان، نقش قضاوت‌کننده دارد
  • زن به جای «مراجع» بودن، در مقام «متهم اخلاقی» قرار می‌گیرد
  • رفتارها و احساسات او از زاویه هنجارهای جنسیتی تحلیل می‌شود

نمونه‌های رایج سوگیری

۱) زن قربانی خشونت: «صبر کن، خدا با صابرین است»

درمانگری که پیش‌زمینه روحانی دارد، خشونت را امری شخصی یا تربیتی می‌داند و از زن می‌خواهد:

  • به خانه بازگردد
  • آبروی خانواده را حفظ کند
  • در رفتار خود تجدید نظر کند

این توصیه‌ها برخلاف پروتکل‌های جهانی درمان خشونت خانگی است.

۲) زن با روابط عاطفی خارج از ازدواج: «این مسیر تو را به گناه می‌کشاند»

درمانگر به‌جای تحلیل نیازهای عاطفی، گذشته آسیب‌زا یا نقص ارتباطی، مسئله را به سطح اخلاق شرعی تقلیل می‌دهد.
به‌ویژه درباره دختران جوان، این رویکرد «شرم درمانی» تولید می‌کند.

۳) مادر مجرد یا زن مطلقه: «فرزندت دچار بحران هویت می‌شود»

این باور کلیشه‌ای و مذهبی است، نه علمی.
تحقیقات جهانی نشان می‌دهد که کیفیت رابطه والد–کودک، بسیار مهم‌تر از ساختار خانوادگی است.

۳) تأثیر ایدئولوژی دینی بر تشخیص‌های روان‌شناختی

در بسیاری از موارد، باورهای دینی حتی بر تشخیص بیماری سایه می‌اندازد.

۳ـ۱) اختلالات جنسی و هویت جنسیتی

در مواردی، به افراد LGBTQ برچسب‌های زیر داده می‌شود:

  • «انحراف اخلاقی»
  • «اختلال اخلاقی»
  • «انحراف رفتاری»
  • یا حتی «وسواس فکری–عملی مذهبی» برای حذف گرایش جنسی

این الگوی تشخیص، بدون پشتوانه علمی و برخلاف DSM-5 است.

۳ـ۲) درمان‌های تنبیهی، مذهبی یا شبه‌ساحرانه

برخی درمانگران مذهبی هنوز به روش‌هایی چون:

  • جلسات دعا
  • توصیه به روزه
  • «تطهیر معنوی»
  • «اصلاح سبک حیات اسلامی»

به‌عنوان راهکار درمان افسردگی، اضطراب یا وسواس توصیه می‌کنند.
این روش‌ها نه‌تنها بی‌اثرند، بلکه درمان اصلی را به تأخیر می‌اندازند.

۴) پیامدهای روانی تبعیض جنسیتی در درمان

برای زنان، تجربه درمان تبعیض‌آمیز پیامدهای جدی دارد:

۴ـ۱) تغییر مسیر بیماری

زنی که به‌دنبال کمک آمده، ممکن است با تشدید افسردگی یا اضطراب بازگردد.

۴ـ۲) کاهش اعتماد به سیستم درمانی

بسیاری از زنان ترجیح می‌دهند:

  • اصلاً به روان‌درمانگر مراجعه نکنند
  • مشکلات خود را پنهان کنند
  • یا به درمانگران غیرحرفه‌ای مراجعه کنند

۴ـ۳) شکل‌گیری احساس گناه و شرم مزمن

احساس «من بد هستم» یا «من مقصرم» در زنان قربانی خشونت، یکی از خطرناک‌ترین پیامدهای این چرخه است.

۴ـ۴) افزایش خشونت خانگی

وقتی درمانگر خشونت را نادیده می‌گیرد، عملاً رفتار متجاوز را مشروعیت‌بخشی می‌کند.

۵) چرا اتاق درمان برای زنان امن نیست؟ (تحلیل ساختار قدرت)

برای تحلیل این پدیده، باید به سه سطح قدرت اشاره کرد:

۱) قدرت نهادی

وزارتخانه‌ها و نهادهای دینی همچنان در سیاست‌گذاری سلامت روان نقش دارند.

۲) قدرت فرهنگی

هنجارهای مردسالارانه، زن را ناقص، وابسته و نیازمند «هدایت» می‌دانند.

۳) قدرت فردی

درمانگر، به‌عنوان یک مرد یا یک فرد مذهبی، ممکن است از جایگاه قدرت خود سوءاستفاده کند.

این سه سطح، مثل سه دیوار، زن را در گوشه‌ای قرار می‌دهند که خروج از آن بسیار دشوار است.

۶) راهکارهای اصلاحی و قابل اجرا

۱) جداسازی کامل روان‌درمانی از نهادهای مذهبی

هیچ روحانی یا فرد فاقد مدرک تخصصی نباید اجازه فعالیت درمانی داشته باشد.

۲) تدوین «منشور اخلاق درمان زنان»

بر اساس استانداردهای APA و WHO.

۳) ایجاد مراکز مستقل گزارش تخلفات درمانگران

با مدیریت زنان متخصص و نهادهای مدنی.

۴) آموزش عمومی برای زنان

در زمینه حقوق درمانی، حق اعتراض، حق محرمانگی و حق انتخاب درمانگر.

۵) اصلاح ساختار آموزشی روان‌شناسان

حذف محتواهای ایدئولوژیک و جایگزینی با آموزش‌های علمی مبتنی بر شواهد.

نتیجه‌گیری

تبعیض جنسیتی در نظام روان‌درمانی ایران، یک مشکل فردی یا اتفاقی نیست؛
بلکه بخشی از یک ساختار قدرت چندلایه است که باورهای مذهبی، هنجارهای اجتماعی و ضعف قوانین حرفه‌ای آن را تغذیه می‌کنند.
زنانی که برای کمک به درمان مراجعه می‌کنند، نباید قربانی «قضاوت» یا «گناه‌انگاری» شوند.
اصلاح نظام درمانی، تنها با جداسازی کامل علم از ایدئولوژی و با تضمین حقوق درمانی زنان امکان‌پذیر است.

 

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...
پیمایش به بالا

بیشتر از سیاسی تحلیلی واجتماعی کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب