نویسنده: ساموئل (پیمان) سلاحی
نویسنده و پژوهشگر حوزه سیاست و تاریخ
ایران
«صلح رومی» علیه ایران؛ از روم باستان تا سیاست معاصر
در ۱۲ می سال ۲۳ پیش از میلاد، اگوستوس، امپراتور روم، اعلام کرد که روم یک دولت تجاوزگر نیست و جنگهایش برای «تأمین صلح» انجام میشود. از آن پس، اصطلاح Pax Romana یا «صلح رومی» وارد ادبیات سیاسی و تاریخی شد.
در ظاهر، این عبارت از صلح سخن میگفت، اما در عمل برای توجیه جنگ، اشغال و گسترش نفوذ روم به کار میرفت. مورخان وابسته به دستگاه امپراتوری روم نیز مأمور شدند رویدادهای نظامی را طوری بنویسند که روم بهعنوان قدرتی آزادیبخش و صلحساز معرفی شود، نه نیرویی توسعهطلب.
این مفهوم بعدها بارها در تاریخ تکرار شد. هر قدرت بزرگی، برای توجیه جنگ یا دخالت خارجی، از واژههایی مانند صلح، آزادی، دموکراسی، مبارزه با تروریسم یا جلوگیری از گسترش سلاحهای خطرناک استفاده کرده است.
پس از شکستهای سنگین روم از ایران در دوره اردشیر بابکان و شاپور یکم، در نشستهای سال ۲۶۱ میلادی، ناسیونالیسم ایرانی و دولت ساسانی خطر اصلی برای روم معرفی شدند. دلیل اصلی این نگرانی روشن بود: ساسانیان نمیخواستند رومیان به آسیا، سوریه، آسیای صغیر و مصر دستاندازی کنند.
چند دهه بعد، هنگامی که امپراتور روم به نرسی، شاه ساسانی، پیام صلح داد، نرسی پاسخ داد که اگر معنای صلح همان چیزی باشد که رومیان میگویند، صلحی وجود نخواهد داشت. این پاسخ، یکی از نمونههای روشن درک ایرانیان از تفاوت میان صلح واقعی و صلح تحمیلی قدرتهای سلطهگر بود.
اهمیت پرچم در میدان جنگ؛ درفش کاویان و روحیه سرباز ایرانی
در ۱۲ می سال ۴۲۰ میلادی، تئودوسیوس دوم، امپراتور روم، به افسران خود که عازم جنگ با ایران بودند سفارش کرد در میدان نبرد، تمام تلاش خود را برای تصرف پرچم ایران به کار بگیرند.
از نگاه رومیان، پرچم ایران فقط یک نشان نظامی نبود؛ نماد روحیه، هویت و انسجام سپاه ایران بود. آنان تصور میکردند اگر درفش ایران را تصرف کنند، سربازان ایرانی روحیه خود را از دست خواهند داد.
مورخان رومی نوشتهاند که در جریان جنگ، نیروهای روم بارها برای گرفتن پرچم ایران تلاش کردند، اما موفق نشدند. درفش کاویان با نقش فروهر و تزئینات زرین و گوهرهای گرانبها، در میدان جنگ بر بلندی قرار میگرفت و چند ردیف سرباز نیزهدار از آن محافظت میکردند.
درفش کاویان تنها یک بار، در نبرد قادسیه در سال ۶۳۷ میلادی، به دست دشمن افتاد. این حادثه با سقوط تدریجی شاهنشاهی ساسانی همزمان شد و از نظر نمادین، یکی از تلخترین لحظههای تاریخ ایران به شمار میرود.
علیاکبر ضرغام و مبارزه با قاچاق و واردات بیرویه
در ۲۲ اردیبهشت ۱۳۳۶ / ۱۲ می ۱۹۵۷، علیاکبر ضرغام، وزیر گمرکات و انحصارات کابینه دکتر منوچهر اقبال، در سخنانی تند نسبت به واردات کالاهای دستدوم و کالاهایی که امکان تولید آنها در داخل کشور وجود داشت، هشدار داد.
او گفت شرمآور است که کالاهای نامرغوب یا دستدوم وارد ایران شود و در بازار به فروش برسد. ضرغام تأکید کرد که نباید کشور فقط چشم به درآمد نفت داشته باشد، بلکه باید تولید داخلی تقویت شود.
او همچنین هشدار داد اگر کالای قاچاق وارد کشور شود، ژاندارمری و مرزبانی را رسوا خواهد کرد. ضرغام بعدها در ساختار گمرکی ایران تحولاتی ایجاد کرد و پس از آن وزیر دارایی، سناتور و مؤسس بانک اصناف شد.
این سخنان از منظر اقتصادی اهمیت دارد، زیرا مسئله واردات بیرویه، تضعیف تولید داخلی و وابستگی به نفت، هنوز هم از چالشهای اصلی اقتصاد ایران است.
تخریب آرامگاه رضاشاه به دستور صادق خلخالی
در ۲۲ اردیبهشت ۱۳۵۹، تخریب آرامگاه رضاشاه پهلوی در شهر ری آغاز شد. این اقدام به دستور شیخ صادق خلخالی، قاضی شرع دادگاه انقلاب، انجام گرفت و خود او نخستین کلنگ تخریب را بر ساختمان فرود آورد.
رضاشاه پهلوی، بنیانگذار دولت مدرن ایران، کشور را از وضعیت ملوکالطوایفی، ناامنی، ضعف دولت مرکزی و آشفتگی اداری خارج کرد. او ارتش نوین، دانشگاه، مدارس جدید، دستگاه اداری متمرکز و زیرساختهای مدرن را پایهگذاری کرد.
بر اساس گزارشهای روزنامههای آن زمان، هنگام تخریب آرامگاه، شماری از مردم حاضر در محل گریه میکردند و از خلخالی میخواستند از این کار منصرف شود، اما موفق نشدند. چون ساختمان بسیار مستحکم بود، برای تخریب آن از بولدوزر و جرثقیل استفاده شد.
ابوالحسن بنیصدر، رئیسجمهور وقت، این اقدام را خودسرانه و خلاف منطق دانست. رضاشاه در تبعید در ژوهانسبورگ درگذشته بود، پیکرش پس از مومیایی شدن در مصر نگهداری شد و سپس در سال ۱۳۲۹ به ایران منتقل و دفن گردید.
در اردیبهشت ۱۳۹۷، هنگام خاکبرداری در محدوده حرم شاه عبدالعظیم، یک پیکر مومیاییشده پیدا شد که بسیاری احتمال دادند متعلق به رضاشاه باشد. بعداً گفته شد که این جسد دوباره دفن شده، اما محل دقیق دفن اعلام نشد.
تخریب آرامگاه رضاشاه را میتوان یکی از نمونههای نمادین برخورد انقلابی با حافظه تاریخی ایران مدرن دانست؛ اقدامی که بیش از آنکه صرفاً تخریب یک بنا باشد، تلاشی برای پاک کردن نماد دولتسازی نوین در ایران بود.
ادبیات و اندیشه
مارکو دنوی؛ نویسندهای که ضعفهای انسانی را روایت میکرد
مارکو دنوی، نویسنده و روزنامهنگار آرژانتینی، در ۱۲ می ۱۹۲۲ به دنیا آمد. او در کنار روزنامهنگاری، دهها کتاب داستان نوشت و در آثار خود کوشید ضعفهای اخلاقی، روانی و اجتماعی انسان را نشان دهد.
او معتقد بود کوتاهی خانواده، جامعه و دولت در پرورش کودک و نوجوان، میتواند در بزرگسالی به فقر وجدان، فساد رفتاری و ناتوانی اخلاقی منجر شود. آثار او به زبانهای مختلف ترجمه شد و برخی داستانهایش به فیلم سینمایی تبدیل شدند.
دنوی در روزنامهنگاری نیز به جای حمله مستقیم، میکوشید با نشان دادن خطاها، راه اصلاح را پیشنهاد کند. از این نظر، او نمونهای از نویسندهای بود که نقد را با مسئولیت اجتماعی همراه میکرد.
دموکراسی و حکمرانی
عوامل تضعیف حکومت و دموکراسی
در ۱۲ می ۱۹۶۴، نشستی از اندیشمندان و استادان علم حکومت برگزار شد که موضوع آن بررسی عواملی بود که حکومت و دموکراسی را از درون تضعیف میکنند.
در این نشست، چند عامل بهعنوان «خالهای سرطانی دموکراسی» معرفی شد:
نخست، قوموخویشبازی و ترجیح نزدیکان بر شایستگان. این رفتار اعتماد عمومی را از میان میبرد و در کارکنان و شهروندان احساس بیعدالتی ایجاد میکند.
دوم، سوءاستفاده مقامهای دولتی و انتخابی از قدرت. وقتی مقام عمومی به ابزار منفعت شخصی تبدیل شود، مشروعیت حکومت تضعیف میشود.
سوم، تسلیم شدن مدیران در برابر فشار صاحبان نفوذ. در چنین وضعی، قانون جای خود را به رابطه و قدرت غیررسمی میدهد.
چهارم، ضعف میهندوستی، بیمسئولیتی، قانونگریزی و نبود احساس تکلیف در میان مدیران میانی.
پنجم، رواج چاپلوسی، دورویی و تملق در ساختار اداری؛ رفتاری که صداقت، خلاقیت و شایستهسالاری را از میان میبرد.
در این نشست همچنین تأکید شد که مردم و رسانهها نیز مسئولاند. اگر رسانهها افشاگری نکنند و مردم نسبت به فساد و سوءاستفاده بیتفاوت باشند، نیمی از مسیر تضعیف دموکراسی طی شده است.
صنایع و فناوری
رونمایی نخستین کامپیوتر کامل جهان
در ۱۲ می ۱۹۴۱، کنراد زوس، دانشمند و مهندس آلمانی، نخستین کامپیوتر دیجیتال، خودکار و قابل برنامهریزی جهان را در برلین معرفی کرد. این دستگاه «Z3» نام داشت.
نیروی هوایی آلمان نخستین سازمانی بود که از این کامپیوتر استفاده کرد. در جریان جنگ جهانی دوم، متفقین محل استقرار این دستگاه را شناسایی و بمباران کردند.
کنراد زوس پس از جنگ نیز به پژوهش ادامه داد و در طراحی زبانهای برنامهنویسی و ساخت کامپیوترهای تجاری نقش مهمی داشت. اختراع او نقطه آغاز مهمی در تاریخ فناوری اطلاعات و عصر دیجیتال بود.
رسانهها
هشدار درباره خبررسانی غیرحرفهای
در نشست جهانی سردبیران و ناشران روزنامههای بزرگ در ماه می ۲۰۰۴، درباره گسترش خبررسانی غیرحرفهای هشدار داده شد. شرکتکنندگان نگران بودند که وبلاگها، خبرگزاریهای کوچک، تلفنهای همراه و ابزارهای تازه ارتباطی، بدون رعایت اصول روزنامهنگاری، اطلاعات نادرست یا ناقص منتشر کنند.
در این نشست تأکید شد که خبر باید دقیق، کامل، مستند و دارای عناصر اصلی باشد: چه کسی، چه چیزی، کجا، چه زمانی، چرا و چگونه. اگر خبر بدون زمینه، بدون سابقه و بدون بررسی منتشر شود، مخاطب را گمراه میکند.
در سالهای بعد، با گسترش شبکههای اجتماعی، این نگرانی بیشتر شد. رسانههای حرفهای نیز با بحران کاهش مخاطب، کاهش تیراژ و رقابت با رسانههای غیرحرفهای روبهرو شدند.
مرگ تدریجی نشریات چاپی
از آغاز قرن بیستویکم، تیراژ نشریات چاپی در بسیاری از کشورها رو به کاهش گذاشت. یکی از دلایل اصلی آن، انتقال اخبار، آگهیها و نیازمندیها به اینترنت بود.
تغییر عادت مخاطبان، کمحوصلگی نسل جدید، علاقه به خبرهای کوتاه و تصویری، و گسترش شبکههای اجتماعی باعث شد روزنامههای چاپی با بحران جدی روبهرو شوند.
در نشستهای مختلف روزنامهنگاری تأکید شد که نشریات باید به نسخه آنلاین، گزارش تصویری، تحلیل دقیق و مجلههای هفتگی با کیفیت توجه کنند. با همهگیری کرونا در سال ۲۰۲۰، نگرانی از انتقال ویروس از طریق روزنامههای چاپی نیز به کاهش بیشتر تیراژ کمک کرد.
این روند نشان میدهد که روزنامهنگاری حرفهای اگر خود را با فناوری و رفتار جدید مخاطب سازگار نکند، جای خود را به خبررسانی سطحی و غیرحرفهای خواهد داد.
جهان
قانون انگلستان برای جلوگیری از ورود شعارهای انقلاب فرانسه
در ۱۲ می ۱۷۹۹، ویلیام پیت، نخستوزیر انگلستان، اعلام کرد که برای جلوگیری از ورود شعارهای انقلاب فرانسه به انگلستان، لایحهای آماده کرده است.
او در عین حال گفت دولت باید پیش از آنکه نارضایتیها به فریاد و شورش تبدیل شوند، به خواستههای قانونی مردم گوش دهد. این سخن نشان میدهد حتی دولتهای محافظهکار نیز میدانستند که بیتوجهی به مطالبات اجتماعی میتواند به بحران سیاسی منجر شود.
قتل نخستوزیر انگلستان در پارلمان
در ۱۱ می ۱۸۱۲، اسپنسر پرسوال، نخستوزیر انگلستان، در تالار انتظار مجلس نمایندگان به دست مردی ورشکسته به نام جان بلینگام کشته شد.
بلینگام به دلیل بحران اقتصادی و ورشکستگی، دچار خشم و ناامیدی شده بود و برای ارائه شکایت به پارلمان رفته بود. دادگاه، با وجود شهادتهایی درباره وضعیت روانی و فشار اقتصادی او، حکم اعدام صادر کرد.
این حادثه یکی از نمونههای تاریخی پیوند بحران اقتصادی، فروپاشی فردی و خشونت سیاسی است.
اعتراض آمریکا به آلمان درباره غرق شدن کشتی لوسیتانیا
در ۱۲ می ۱۹۱۵، وودرو ویلسون، رئیسجمهور آمریکا، به دولت آلمان درباره غرق شدن کشتی مسافربری انگلیسی لوسیتانیا اعتراض کرد.
این کشتی در ۷ می همان سال با اژدر زیردریایی آلمانی غرق شد و بیش از هزار نفر، از جمله ۱۲۴ آمریکایی، جان باختند. این حادثه افکار عمومی آمریکا را علیه آلمان تحریک کرد و بعدها یکی از زمینههای ورود آمریکا به جنگ جهانی اول شد.
زادروز بمب هیدرژنی
۱۲ می ۱۹۵۳ بهعنوان زادروز بمب هیدرژنی شناخته میشود. این سلاح بسیار قدرتمندتر از بمب اتمی معمولی است و بر پایه واکنشهای هستهای مشابه انرژی خورشید عمل میکند.
پس از آنکه شوروی به فناوری اتمی دست یافت، آمریکا نیز ساخت بمب هیدرژنی را با جدیت دنبال کرد. از آن زمان، سلاح هستهای به ابزار بازدارندگی، تهدید و قدرتنمایی در سیاست جهانی تبدیل شد.
میتران سوسیالیست رئیسجمهور فرانسه شد
در ماه می ۱۹۸۱، فرانسوا میتران، رهبر حزب سوسیالیست فرانسه، به ریاست جمهوری رسید. او با حمایت نیروهای چپ و کمونیستها توانست ژیسکاردستن، رئیسجمهور وقت فرانسه، را شکست دهد.
برنامه میتران شامل ملیکردن بانکها و شرکتهای بیمه، افزایش مالیات ثروتمندان، افزایش دستمزدها، رفاه عمومی و مقابله با بیکاری بود. او تا سال ۱۹۹۵ رئیسجمهور فرانسه باقی ماند.
در سال ۲۰۱۲ نیز فرانسوا اولاند، سیاستمدار سوسیالیست دیگر، به ریاست جمهوری فرانسه رسید.
انتقاد نلسون ماندلا از شکنجه در زندان ابوغریب
در ۱۱ می ۲۰۰۴، نلسون ماندلا در پارلمان آفریقای جنوبی از شکنجه زندانیان عراقی در زندان ابوغریب بغداد بهشدت انتقاد کرد.
او گفت کشورهایی که خود را مدافع دموکراسی میدانند، مرتکب رفتارهایی شدهاند که با شأن انسان ناسازگار است. ماندلا تأکید کرد شکنجه زندانیان در سرزمین خودشان به دست نیروی اشغالگر، نه فراموششدنی است و نه بخشودنی.
این سخنان در دورهای بیان شد که انتشار تصاویر ابوغریب اعتبار اخلاقی آمریکا و بریتانیا را در جهان بهشدت تضعیف کرده بود.
مرگ رابرت مکفارلین؛ چهره پرونده ایران ـ کنترا
رابرت مکفارلین، مشاور امنیت ملی کاخ سفید در دوران رونالد ریگان، در ۱۲ می ۲۰۲۲ درگذشت. نام او با پرونده معروف ایران ـ کنترا گره خورده است.
در دهه ۱۹۸۰، آشکار شد که آمریکا بهطور مخفیانه به ایران، که درگیر جنگ با عراق بود، سلاح فروخته است. بخشی از پول این معاملات برای کمک به مخالفان مسلح دولت چپگرای نیکاراگوئه، معروف به کنتراها، استفاده شد؛ کاری که از نظر قانونی ممنوع بود.
مکفارلین برای این معاملهها بهطور مخفیانه به ایران سفر کرده بود. این پرونده یکی از نمونههای مهم دور زدن قانون، عملیات پنهانی و تضاد میان سیاست رسمی و رفتار واقعی دولتها در دوران جنگ سرد بود.
برخی دیگر از رویدادهای ۱۲ می
در سال ۱۸۷۰، مانیتوبا بهعنوان یکی از ایالتهای کانادا شناخته شد.
در سال ۱۸۸۱، تونس تحتالحمایه فرانسه شد.
در سال ۱۹۳۹، جلال دهباغ، نویسنده و روزنامهنگار کرد، در سلیمانیه عراق به دنیا آمد.
در سال ۱۹۴۲، زیردریایی آلمانی یک نفتکش آمریکایی را در خلیج مکزیک غرق کرد.
در سال ۱۹۴۹، محاصره برلین به تصمیم استالین پایان یافت.
در سال ۱۹۵۵، استقلال اتریش پس از پایان حضور نیروهای متفقین تثبیت شد.
در سال ۲۰۰۳، انفجارهایی در ریاض پایتخت عربستان سعودی دهها کشته و زخمی برجای گذاشت.
در سال ۲۰۰۸، زمینلرزهای بزرگ در استان سیچوان چین حدود ۶۹ هزار نفر را کشت و دهها هزار نفر را زخمی کرد.
جمعبندی تحلیلی
رویدادهای ۱۲ می، از روم باستان تا سیاست معاصر، یک محور مشترک دارند: قدرتهای بزرگ همواره برای توجیه رفتار خود زبان اخلاقی و صلحطلبانه میسازند. «صلح رومی» در گذشته، و شعارهایی مانند دموکراسی، مبارزه با تروریسم و نظم جهانی در دوران جدید، گاه به ابزاری برای مشروعسازی مداخله و سلطه تبدیل شدهاند.
در تاریخ ایران، اهمیت درفش کاویان، ایستادگی در برابر روم، مبارزه با قاچاق و دفاع از تولید داخلی، و نیز تخریب آرامگاه رضاشاه، همگی نشان میدهند که نبرد اصلی فقط در میدان جنگ نیست؛ بلکه در میدان حافظه تاریخی، نمادها، اقتصاد و روایتها نیز جریان دارد.
در جهان نیز از لوسیتانیا تا بمب هیدرژنی، از ابوغریب تا ایران ـ کنترا، تاریخ نشان میدهد که قدرت بدون پاسخگویی، دیر یا زود به بحران اخلاقی و سیاسی تبدیل میشود.
نکته کلیدی:
هر ملتی که نمادهای تاریخی، استقلال اقتصادی، رسانه حرفهای و حافظه ملی خود را حفظ نکند، در برابر جنگ روایتها، فساد داخلی و سلطه خارجی آسیبپذیر میشود.
ساموئل (پیمان) سلاحی




