نویسنده: ساموئل (پیمان) سلاحی
نویسنده و پژوهشگر حوزه سیاست و تاریخ
یادداشت روز
بزرگنمایی قدرت هوایی؛ از دیگو گارسیا تا تجربه ویتنام
در روزهای اخیر، درباره استقرار بمبافکنها در دیگو گارسیا و حضور ناوهای هواپیمابر در دریای سرخ و شمال غربی اقیانوس هند، خبرها و تحلیلهای زیادی منتشر شده است. این نوع خبرها معمولاً بیش از آنکه نشانه قطعی آغاز جنگ باشد، ابزار فشار روانی، نمایش قدرت و ایجاد نگرانی در افکار عمومی است.
تجربه جنگ ویتنام نشان داد که بمباران هوایی، حتی اگر سنگین و طولانی باشد، برای شکست دادن یک ملت کافی نیست. آمریکا سالها ویتنام شمالی را با بمبافکنهای بی ـ ۵۲ بمباران کرد، اما در پایان، هانوی پیروز شد، ویتنام به وحدت رسید و امروز به یکی از قدرتهای اقتصادی آسیا تبدیل شده است.
حمله هوایی و موشکی میتواند خسارت ایجاد کند، اما برای تسلیم یا اشغال کامل یک کشور کافی نیست. کشوری که زیرساختهای حساس خود را پراکنده کرده، آمادگی دفاعی دارد و از پشتیبانی اجتماعی برخوردار است، با بمباران از پا درنمیآید. برای اشغال و کنترل یک کشور، نیروی زمینی گسترده، مدیریت سیاسی، مشروعیت و توان اداره سرزمین لازم است.
بنابراین، رسانهها نباید صرفاً بازتابدهنده روایت هراس باشند. وظیفه رسانه حرفهای، روشن کردن افکار عمومی و توضیح محدودیتهای واقعی قدرت نظامی است. آگاهی عمومی، خود یکی از ابزارهای دفاع ملی است.
ایران
قتل بزرگمهر و آغاز فرسایش ساسانیان
مورخان اروپایی، ماه می سال ۵۹۰ میلادی را یکی از آغازگاههای پایان قدرت ساسانیان دانستهاند. یکی از دلایل این ارزیابی، کنار گذاشتن، بازداشت و حذف مدیران کاردان، باتجربه و ایراندوست بود.
در همین ماه، بزرگمهر، وزیر مشهور و خردمند دوره خسرو انوشیروان، به دستور خسروپرویز کشته شد. با مرگ او، ایران یکی از مهمترین مدیران و اندیشمندان خود را از دست داد؛ مدیری که تجربه، تدبیر و ایراندوستی را در کنار هم داشت.
پس از آن نیز خسروپرویز به هشدار دلسوزان کشور توجه نکرد. او توصیهها برای بخشیدن به بهرام چوبین، فرمانده برجسته و نابغه نظامی ایران، را نادیده گرفت. چند سال بعد نیز برای حذف سپهبد بستام ساسانی نقشه کشید. در دوران او، بسیاری از ژنرالهای کارآمد در جنگهای غیرضروری یا در فضای سوءظن سیاسی از میان رفتند.
در سنت ایران باستان، از مدیران شایسته تا پایان عمر استفاده میشد؛ گاه به عنوان مقام اجرایی و گاه به عنوان مشاور و اندرزگو. حذف این سرمایه انسانی، بهویژه در دوره بحران، یکی از عوامل فرسایش قدرت ساسانیان بود.
این رویداد نشان میدهد که یک کشور فقط با سپاه و خزانه حفظ نمیشود؛ اندیشه، تجربه و مدیریت شایسته نیز ستونهای بقای سیاسیاند. در تاریخ معاصر ایران، امیرکبیر را از نظر تدبیر، وطندوستی و اصلاحگری با بزرگمهر مقایسه کردهاند.
شمسالوزرا؛ وزیر ایرانی که هشدار داد، اما مسعود غزنوی نشنید
در ۱۳ می ۱۰۳۲ میلادی، مسعود غزنوی، احمد عبدالصمد شیرازی را به وزارت خود برگزید و به او لقب «شمسالوزرا» داد. او از مدیران ایرانی آگاه، باتجربه و دوراندیش بود.
عبدالصمد شیرازی چند بار به مسعود هشدار داد که به طوایف سلجوقی، که از نواحی شمالی و شرقی سیردریا آمده بودند، امتیاز ندهد. او تأکید میکرد که این طوایف به گرفتن مرتع و چراگاه در ماوراءالنهر قانع نخواهند شد و پس از استقرار، برای قدرت سیاسی اقدام خواهند کرد.
مسعود غزنوی این هشدار را جدی نگرفت. او گمان میکرد وزیرش به دلیل ایرانی بودن، نسبت به مهاجران ترکتبار بدبین است. اما زمانی که سلجوقیان از جیحون گذشتند و آماده جنگ شدند، دیگر دیر شده بود.
سلجوقیان با شکست دادن مسعود، قدرت را در ایران خاوری، خراسان و سیستان بزرگ به دست گرفتند و سپس به سوی مرکز و غرب ایران پیشروی کردند. این رویداد نشان میدهد که نادیده گرفتن هشدارهای راهبردی مشاوران کاردان، میتواند سرنوشت یک حکومت را تغییر دهد.
اعتراض ایرانیان به پرواز هواپیماهای انگلیسی بر فراز جزیره تنب
در ۲۲ اردیبهشت ۱۳۳۲ / می ۱۹۵۳، خبر پرواز دو هواپیمای انگلیسی بر فراز جزیره ایرانی تنب در روزنامههای تهران منتشر شد. این خبر با اعتراض دولت، احزاب، مطبوعات و افکار عمومی ایران روبهرو شد.
روزنامههای تهران این اقدام را محکوم کردند. حتی روزنامه اطلاعات به ریشه واژه «تنب» پرداخت و توضیح داد که این واژه در فارسی به معنای توده، انباشتهشدن خاک و اشیا و برآمدگی زمین است. نام جزیره نیز از ویژگیهای طبیعی آن گرفته شده بود.
دو هواپیمای انگلیسی ظاهراً در حمایت از ادعای حاکم رأسالخیمه، که خود تحت نفوذ بریتانیا بود، از بحرین به پرواز درآمده بودند. هدف سیاسی این اقدام، درگیر کردن دولت مصدق با پروندهای تازه در خلیج فارس و فشار بر ایران ارزیابی شد.
یک روز پیش از آن نیز یک ناوچه توپدار انگلیسی به جزیره تنب نزدیک شده بود. پس از این رخدادها، واحدهای هوایی و دریایی ایران و لشکرهای خوزستان، فارس و کرمان به حالت آمادهباش درآمدند و برای برخی یگانها نیز مرخصیها لغو شد.
این رویداد نشان میدهد که مسئله جزایر ایرانی خلیج فارس، از همان زمان برای ایرانیان موضوعی ملی، حساس و مرتبط با حاکمیت سرزمینی بوده است.
برکناری استادان دانشگاه، سه ماه پس از انقلاب
در ۲۳ اردیبهشت ۱۳۵۸، در جریان تصفیههای پس از انقلاب، بیست استاد دانشگاه در تهران از کار خود برکنار شدند. یازده نفر از آنان استادان پزشکی و علوم وابسته به پزشکی بودند؛ حوزههایی که معمولاً کمتر با فعالیت سیاسی مستقیم ارتباط داشتند.
این برکناریها بخشی از روند حذف و تصفیه نیروهای علمی، اداری و تخصصی پس از انقلاب بود. در آن زمان، هنوز محدودیت خروج مردان از ایران که پس از انقلاب برقرار شده بود، ادامه داشت.
از منظر جامعهشناسی نهاد علم، این رویداد نمونهای از سیاسی شدن دانشگاه و آسیب دیدن استقلال علمی بود. حذف استادان و متخصصان، نه فقط مسئلهای اداری، بلکه ضربهای به سرمایه انسانی کشور محسوب میشد.
دانش
رشد توان مغزی انسان و کشف ژن نئاندرتال
در ۱۳ می ۲۰۰۸، پژوهشکده ماکس پلانک اعلام کرد که توان مغزی انسان، یعنی قدرت تفکر، درک، تحلیل و قضاوت، در دهههای اخیر رشد سریعی داشته است. دسترسی گستردهتر انسانها به اطلاعات و افزایش دانش عمومی، از عوامل مهم این رشد دانسته شد.
بر پایه این تحلیل، افزایش توان مغز میتواند انسان را منطقیتر، قانونمندتر و حتی اخلاقیتر کند؛ زیرا فرد آگاهتر، بهتر میتواند پیامدهای رفتار خود را بسنجد و تصمیم عقلانیتری بگیرد.
این پژوهشکده در سال ۲۰۱۰ نیز یافتهای مهم درباره انسان نئاندرتال اعلام کرد. نئاندرتالها دهها هزار سال پیش در اروپا، آسیای مرکزی و آسیای غربی زندگی میکردند. بر اساس پژوهشهای ژنتیکی، در بخشی از جمعیت امروز اوراسیا، نشانههایی از ژن نئاندرتال وجود دارد.
این کشف نشان داد تاریخ تکامل انسان پیچیدهتر از روایتهای ساده قدیمی است و انسان امروز، بخشی از میراث ژنتیکی گونههای انسانی پیشین را نیز در خود دارد.
رسانهها
هوارد اسمیت؛ روزنامهنگاری که اعتبارش مخاطب میآورد
هوارد اسمیت، روزنامهنگار آمریکایی، در ۱۲ می ۱۹۱۴ به دنیا آمد. او ۸۸ سال عمر کرد و ۶۳ سال در حرفه روزنامهنگاری فعالیت داشت. بخش مهمی از کار او در خبرگزاری یونایتدپرس و شبکههای تلویزیونی سیبیاس و ایبیسی گذشت.
اسمیت از سال ۱۹۳۹ تا دسامبر ۱۹۴۱ اخبار آلمان و سالهای نخست جنگ جهانی دوم را از برلین گزارش میکرد. او با هیتلر و برخی مقامهای رایش سوم مصاحبه اختصاصی داشت و آخرین روزنامهنگار آمریکایی بود که پس از اعلان جنگ آمریکا به آلمان از برلین خارج شد.
او کتابی با عنوان «آخرین قطار از برلین» نوشت که بعدها به فیلم سینمایی تبدیل شد و خود او نیز در آن نقش خودش را بازی کرد.
در روز حمله آلمان به شوروی، اسمیت پیشبینی کرد که این اقدام به زیان آلمان تمام خواهد شد. این پیشبینی چنان مهم بود که وینستون چرچیل در مجلس عوام انگلستان به آن استناد کرد.
اهمیت هوارد اسمیت فقط در گزارشگری نبود؛ اعتماد مخاطبان به او چنان بالا بود که وقتی از سیبیاس به ایبیسی رفت، بسیاری از بینندگان نیز به آن شبکه روی آوردند. این نمونه نشان میدهد که در رسانه حرفهای، اعتبار روزنامهنگار میتواند اعتبار یک رسانه را بالا ببرد.
غلامحسین صالحیار؛ روزنامهنگار تمامعیار ایران
غلامحسین صالحیار، از برجستهترین روزنامهنگاران ایران در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، در ۲۴ اردیبهشت ۱۳۱۱ در تهران به دنیا آمد و در ۱۹ آذر ۱۳۸۳ درگذشت.
او مؤسس خبرگزاری رادیو ـ تلویزیون ملی ایران، بنیادگذار نخستین خبرگزاری غیردولتی ایران، دو بار سردبیر روزنامه اطلاعات، نخستین سردبیر روزنامه آیندگان، سردبیر خبرگزاری پارس، از مؤسسان سندیکای روزنامهنگاران ایران و نویسنده چند کتاب، از جمله «چهره مطبوعات معاصر» بود.
صالحیار روزنامهنگاری را یک شغل معمولی نمیدانست؛ برای او خبر، مسئولیت عمومی بود. گفته میشود از دست دادن یک خبر و محروم شدن مردم از آگاهی، او را سخت ناراحت میکرد.
در دوران سردبیری صالحیار، فروش روزنامه اطلاعات به حدود ۸۵۰ هزار نسخه در روز رسید. تیتر معروف «شاه رفت» نیز از نوشتههای او بود. اوج خبرهای رادیو و تلویزیون ملی ایران نیز با دوران مدیریت خبری او پیوند خورده است.
پس از مصادره روزنامه اطلاعات در سال ۱۳۵۸، صالحیار از کار کنار رفت. آخرین تلاش او، ایجاد نهادی شبیه باشگاه روزنامهنگاران حرفهای قدیمی بود تا تجربه و معیارهای حرفهای ژورنالیسم ایران حفظ شود، اما عمرش به پایان رسید و این طرح ناتمام ماند.
جهان
آغاز کلنی انگلیسی جیمزتاون در آمریکای شمالی
در ۱۳ می ۱۶۰۷، گروهی از مهاجران انگلیسی که با سه کشتی به سواحل شرقی آمریکای شمالی رسیده بودند، پس از حرکت در آبراهی که آن را «جیمز ریور» نامیدند، به نقطهای مناسب برای استقرار رسیدند. روز بعد، ۱۰۴ نفر از کشتیها پیاده شدند و نخستین کلنی پایدار انگلیسی را با نام جیمزتاون در ویرجینیا پایهگذاری کردند.
این مهاجران به فرمان جیمز اول، پادشاه انگلستان، برای سکونت، تجارت و ثروتاندوزی به قاره آمریکا آمده بودند. آنان ابتدا در منطقهای مستقر شدند که بومیان آمریکا، از جمله طوایف وابسته به کنفدراسیون پوهاتان، در آن زندگی میکردند.
جیمزتاون آغازگر حضور ماندگار انگلیسیها در آمریکای شمالی شد. بعدها ۱۳ مستعمره انگلیسی در شرق آمریکا شکل گرفتند و این مستعمرات، پس از درگیری با لندن بر سر مالیات و نمایندگی سیاسی، به سوی استقلال رفتند و ایالات متحده آمریکا را تشکیل دادند.
اما این تاریخ، روی تاریک دیگری نیز دارد: مهاجران اروپایی بهتدریج بسیاری از بومیان را از سرزمینهای خود راندند، نابود کردند یا به مناطق محصور فرستادند. بنابراین، جیمزتاون هم نقطه آغاز یک دولت جدید بود و هم آغاز یکی از گستردهترین روندهای استعمار و جابهجایی اجباری بومیان.
بپاخیزی بزرگ هندیان علیه انگلیسیها
در ماه می ۱۸۵۷، نظامیان هندی که در خدمت بریتانیا بودند، علیه استعمار انگلیس شورش کردند. آنان پس از درک ماهیت سلطه بریتانیا در هند، افسران انگلیسی خود را کشتند و روز بعد دهلی را تصرف کردند.
این خیزش به سرعت به مناطق مختلف شمال، مرکز و شمال غربی هند گسترش یافت و نزدیک به یک سال ادامه داشت. هندیان این قیام را نخستین بپاخیزی بزرگ ملی علیه استعمار انگلیس میدانند.
انگلیسیها ابتدا با پوشش تجارت و از طریق کمپانی هند شرقی وارد هند شده بودند. سپس برای حفاظت از منافع تجاری خود نیروی نظامی ایجاد کردند و بهتدریج کنترل سیاسی و اداری هند را در دست گرفتند.
پس از سرکوب این قیام، دولت بریتانیا اداره هند را مستقیماً برعهده گرفت. این رویداد نشان داد که استعمار معمولاً با تجارت و نفوذ نرم آغاز میشود، اما در نهایت به کنترل سیاسی، نظامی و فرهنگی میانجامد.
در پی تثبیت قدرت بریتانیا در هند، سیاست لندن در منطقه گستردهتر شد و بخشی از سرزمینهای پیرامونی ایران، از جمله در شرق و جنوب شرق، زیر فشار سیاستهای استعماری قرار گرفت.
برخی دیگر از رویدادهای ۱۳ می
در سال ۱۸۳۰، اکوادور در آمریکای لاتین اعلام استقلال کرد.
در سال ۱۸۴۶، دولت آمریکا به مکزیک اعلان جنگ داد. این جنگ به شکست مکزیک و از دست رفتن سرزمینهایی انجامید که امروز چند ایالت آمریکا را تشکیل میدهند.
در سال ۱۸۸۸، بردهداری در برزیل غیرقانونی اعلام شد.
در ۱۳ می ۱۹۰۷، دافنه دوموریه، نویسنده مشهور انگلیسی، به دنیا آمد. رمان «ربکا» او را به شهرت جهانی رساند.
در سال ۱۹۴۰، حمله آلمان نازی به فرانسه برای تصرف این کشور آغاز شد.
در سال ۱۹۶۷، ذاکر حسین، سیاستمدار مسلمان، رئیسجمهور هند شد.
در سال ۱۹۹۸، هند دو آزمایش اتمی دیگر انجام داد. دو روز پیش از آن نیز سه آزمایش اتمی انجام داده بود.
در سال ۲۰۰۴، برخی رسانهها سقوط شاخص داوجونز در بورس نیویورک را با انتشار تصاویر شکنجه زندانیان عراقی در زندان ابوغریب مرتبط دانستند.
جمعبندی تحلیلی
رویدادهای ۱۳ می چند پیام مهم دارند. نخست، حذف مدیران دانا و باتجربه، مانند بزرگمهر، یا نادیده گرفتن هشدار مشاورانی مانند عبدالصمد شیرازی، میتواند قدرت سیاسی را از درون تهی کند. هیچ نظامی تنها با قدرت نظامی پایدار نمیماند؛ به عقلانیت، تجربه و مدیریت کارآمد نیاز دارد.
دوم، مسئله حاکمیت ملی و تمامیت سرزمینی، از جزیره تنب تا تجربه استعمار در هند و آمریکا، نشان میدهد که سلطه خارجی معمولاً با نفوذ تدریجی، روایتسازی و آزمون واکنش ملتها آغاز میشود.
سوم، رسانه حرفهای در برابر جنگ روانی، استعمار روایی و تحریف تاریخ نقش دفاعی دارد. از هوارد اسمیت تا غلامحسین صالحیار، نمونههایی دیده میشود که اعتبار روزنامهنگار میتواند به آگاهی عمومی و قدرت اجتماعی تبدیل شود.
نکته کلیدی:
ملتی که مدیران دانا، استادان مستقل، رسانههای حرفهای و حساسیت تاریخی نسبت به سرزمین خود را حفظ کند، در برابر بحران داخلی و فشار خارجی مقاومتر خواهد بود.
ساموئل (پیمان) سلاحی




